ميرزا شمس بخارايى

166

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

79 / 15 - آدينه قل بيگ و معمور بيگ در متن كتاب از اين دو تن به صورت « آدينه كول بيك » و « مأمور بيك » ياد كرده است و « بى » مخفف واژهء « بيك » است كه در لغت به معنى « آقا و سرور » مىباشد . تاريخنگار ناشناختهء دوران امير نصر اللّه خان در تاريخ خود ظفر نامهء خسروى از آشوب اين دو تن به گستردگى ياد كرده است و چنين مىنويسد : « در سنهء 1237 بود كه جماعهء خطاى قبچاق و ايلاتيهء قره قلپاق به يكديگر متفق گرديد و از بالا دست ميانكال و اطراف ولايت سمرقند ويرانى نموده ، سركشى و عناد را پيشنهاد خاطر خودها گردانيده ، آدينه قل‌بى را از جماعهء خطاى و معموربى را از جماعهء قبچاق و حكيم خان را از جماعهء قراقلپاق به خودها خان و سرور برداشته ، با جنود نامعدود هجوم نموده ، اولا مرتبه قلاع چلك و دوشنبه قورغان ولايش را از دست گماشتگان حضرت امير حيدر سلطان گرفته ، اهالى موالى هر سه حصن حصين را يغما و تاراج نموده ، از آنجا به همان نسق خروج كرده ، آمده ولايت كته قورغان و پنجشنبه را محاصره نموده ، به دست در آورده به ديگر قلاع ميانكال مزاحم گرديدند . بعد از آنى كه از گردش فلكى اين انقلابات در عرصهء ميانكالات رويداد شد ؛ چنانچه كه اين خبر موحش اثر به سمع همايون حضرت امير حيدر سلطان مغفرت نشان رسيد ، فى الفور فرزند ارجمند خود شهزادهء عالم پناه سيّد امير نصر اللّه را به لشكر بخارا سر آمد نموده ، مع امراى نامدار ذوى الاقتدار به جانب مفسدان بدكردار روانه نمود . جماعهء لشكرى خودها را به ضياء الدين رسانيدند . جماعهء ايلاتيهء ديگر كه همه دودله ايستاده بودند ، وقت را غنيمت دانسته ، در اثناى راه به لشكر بخارا ملحق گرديده ، كلّهم اجمعين آمده به جماعهء مفسد غالب گرديده ، ولايت پنجشنبه و كته قورغان را محاصره كرده به قهر و غلبه گرفته از جماعهء خطاى قبچاق كلان و خورد مقدار هزار و پانصد نفر را اسير نموده به فرمودهء تورهء تورانيان در رسته‌هاى بازار به قتل آورده ، كلانان آن جماعه را از بالاى اشجار ، از بلنديهاى ديوار ، زنده به زنده سرنگون آويخته به هلاكت رسانيدند ، بقيهء آن جماعهء اشرار از لشكر جرار فرار نموده ، دوشنبه قورغان و چلك ولايش را دار القرار خودها ساختند .